فروش آنلاین مبلمان برای امروز و آینده

فروش آنلاین مبلمان، آینده این صنعت است.

شاید بتوان گفت که آینده صنعت مبلمان در فروش آنلاین است. جالب و حتی کمی عجیب است که امروزه مبلمان هم به صورت آنلاین خرید و فروش می شود. شاید بتوان گفت آینده صنعت مبلمان در فروش آنلاین است. امروزه این صنعت نیازهای متفاوتی دارد. خریداران مبلمان به دنبال کیفیت، کارایی و خدمات خوب هستند. به خدمات پس از فروش خوب و در دسترس احتیاج دارند. آن ها در عین حال به دنبال فضا، دکور و مبلمانی مدرن تر از همیشه هستند.

طراحان دکور، نیازهای این صنعت را می شناسند و می دانند نسل متفاوت و امروزی چه نوع دکوراسیون و مبلمانی را ترجیح می دهد. متخصصان فروش و بازاریابی نیز می دانند که بسیاری از مردم در کشاکش کار و زندگی روزمره فرصت چندانی برای گردش در خیابان های شلوغ و پر ازدحام و پرسه های بی نتیجه از فروشگاهی به فروشگاه دیگر را ندارند. خرید آنلاین به مشتریان امکان می دهد که کالای مورد نظرشان را راحت و بی دغدغه پیدا کنند. آن ها امکان می یابند که قیمت ها را مقایسه کنند و بدون رفتن از این سو به سوی دیگر شهر، خریدشان را انجام دهند. مشتریان در خانه می نشینند، چای یا قهوه ای می نوشند و سر فرصت چیزی را که نیاز دارند، خریداری می کنند. این، یکی از هیجان انگیزترین دلایل خرید آنلاین است.

راحتی مهم ترین دلیل کسانی است که آنلاین خرید می کنند.

در تحقیقی در سال ۲۰۱۵ مشخص شد که راحتی مهم ترین دلیل کسانی است که آنلاین خرید می کنند. چه طراح، و چه مشتری، به هر حال هر کس گرفتاری های خاص خودش را دارد.  مردم دوست دارند خانه شان زیبا باشد و دکوراسیون و مبلمان منحصر به فردی داشته باشد، ولی در عین حال وقت کافی ندارند تا در خیابان ها و مراکز خرید به دنبال مبلمان مناسب بگردند. همین جاست که رو به روی لپ تاپ و در فضای صمیمی و راحت خانه، تنها با فیلتر کردن آیتم های نامناسب، مورد مناسب خود را پیدا می کنند. بعضی وب سایت های فروش، دکمه دیزاینی هم تعبیه کرده اند. مشتریان با کلیک بر روی این آیتم از طراح سایت برای طراحی محیط خود کمک می گیرند. در ضمن در هنگام نیاز به کمک و خدمات بیشتر، همیشه کسی در سامانه فروش آنلاین پاسخگوی آن ها است.

از طرفی، بسیاری از مشتریان چیزی نیاز دارند که امروزه در صنعت مبلمان کم تر دیده می شود. آن ها نیاز دارند که فروشنده ای با صداقت و یا طراحی دوره دیده و متخصص سوالات آنان را به روشنی جواب دهد. آن ها را راهنمایی نماید و از خرید تا تحویل کالا همراه مشتری باشد. این در حالی است که در اکثر مغازه های مبلمان، مشاور و طراح تنها نام دیگری برای فروشنده است. حقوق و کمیسیون ۱۰ درصدی یا حتی بیشتر تیم فروش باعث می شود که فروشنده در فروش محصولاتش به شما اصرار زیادی داشته باشد. علاوه بر این، بسیاری از فروشگاه ها از دستیاران فروش می خواهند که در بدو کار، فروششان را به حد مینیموم تعیین شده توسط آن ها رسانده و از آن پس کمیسیون دریافت کنند. این مساله به این جا ختم می شود که شما در برابر یک فروشنده بسیار مصر قرار می گیرید. او به شما می گوید که کاناپه ای که به آن چشم دوخته اید آخرین آیتم باقی مانده است، و دیگر به حراج گذاشته نخواهد شد و شما با نخریدن آن شدیدا” ضرر خواهید کرد.

شما هم صید تصمیمات خرید آنی خواهید شد!

اگر فکر می کنید که شما صید تصمیمات خرید لحظه ای نخواهید شد، تحقیقات چیز دیگری نشان می دهند.در یک تحقیق سال ۲۰۱۴ بر روی استراتژی های بازار، مشخص شد که ۸۰ درصد خریداران مغازه ها به علت خوش آمد آنی و تصمیم لحظه ای و تحت تاثیر فروشندگان مصر خرید کرده اند. این در حالی است که خریداران آنلاین ۳۳ درصد کمتر دچار پشیمانی از خرید شده اند.

دلایل و مزیت هایی برای خرید آنلاین

این روزها خرید آنلاین بسیار پرطرفدار شده است. با وجود هیجان و لذت خرید حضوری، بسیاری ترجیح می دهند تنها پشت میزشان بنشینند و کالایشان را از میان کالاهای موجود در کانال های آنلاین انتخاب کنند.

پیدا کردن اجناس ارزان تر و اجتناب از ترافیک و جمعیت از جمله دلایل بسیاری از مردم  برای انجام خرید آنلاین هستند. اما هم زمان موارد مهم دیگری نیز وجود دارند که اقبال خریداران را به خرید آنلاین بیشتر می کنند.

متن زیر خلاصه مقاله ای از روزنامه آنلاین تلگراف است که به همین مهم پرداخته است.

۱- مردم دوست ندارند کیسه های خرید را با خود بکشند.

اگر آنلاین خرید کنند، کالاهای خریداری شده، در منزل به آن ها تحویل می گردند. برای بسیاری از مردم چنین امری خوشایند است.

۲- مشتری در منزل می نشیند.

او با فرصت کافی با خیالی راحت و در حالی که فجانی قهوه یا چای می نوشد، کالا ها و قیمت ها را مقایسه می کند و سبد خریدش را پر می کند.

۳- بازگشت کالا آسان است.

آسانی بازگشت کالا، به شما امکان می دهد که مثلا ۴ پیراهن بخرید  و در خانه آن ها را پرو کنید. اگر چیزی مناسب نبود به راحتی آن را برگشت می زنید.

۴- آنلاین هدیه بگیرید و به دوستان و اقوام ارسال کنید.

به این ترتیب بدون این که برای یافتن هدیه مناسب به مراکز خرید و خیابان ها پا بگذارید، به راحتی چیز مناسبی یافته اید و در وقت صرفه جویی کرده اید.

۵- چیزهایی که دوست ندارید دیگران بدانند را بخرید.

کالاهای شما در یک جعبه تحویل داده می شوند و به این صورت همسایه ها از چند و چون سبد خریدتان چیزی نمی فهمند!

۶-  کوپن های تخفیف خود را استفاده کنید.

همیشه کوپن تخفیف یا شرایط ویژه ای برای خرید ارزان تر وجود دارد. معمولا فروشگاه های آنلاین در رقابت با فروشگاه های پر زرق و برق، تخفیف هایی برای تحریک مشتری ارائه می کنند. برای استفاده از این تخفیف ها گوش به زنگ باشید.

۷- نظرات دیگران را بخوانید.

خرید آنلاین به این معنی است که شما می توانید میلیون ها نظر را در مورد یک کالا بخوانید. با خواندن نظرات دیگران اطمینان حاصل کنید که خرید خوبی انجام می دهید.

۸- می توانید ارزان تر خرید کنید.

به جای اینکه از یک سوی خیابان به سوی دیگر، یا از این خیابان به خیابان دیگر پرسه بزنید، برای خریدی ارزان تر جلوی لب تاپ بنشینید و  جستجو کنید. ممکن است زمان بیشتری صرف کنید اما در عوض بهترین خرید ممکن را با ارزان ترین قیمت ممکن انجام داده اید.

۹- دور از ازدحام باشید!

برای بعضی بهترین دلیل برای خرید آنلاین دوری از ازدحام و شلوغی جمعیت است. خیلی ها دوست ندارند برای خرید یک پیراهن در میان شلوغی و صدای بلند موسیقی به این سو و آن سو بروند. ترجیح می دهند با یک تکه کیک یا بیسکویت و چای بنشینند و با خیالی آسوده خرید کنند.

۱۰- کم تر فراموش می کنید.

با خرید آنلاین هر گاه به صورت حساب می رسید، می توانید لیست خرید را چک کنید تا اگر چیزی را فراموش کرده اید به لیست اضافه کنید. در ضمن در خرید آنلاین از تبلیغات درون مغازه یا سوپرمارکت خبری نیست. بنابراین بابت چیزی که احتیاج ندارید پولی نمی پردازید و به عبارتی صرفه جویی بیشتری می کنید.

در آخر این که به راحتی تسلیم نظرات فروشنده نمی شوید و چیزی را که لازم ندارید نمی خرید. بسیاری از مردم در برابر فشار فروشنده مصر نظرشان را عوض می کنند و چیزی را می خرند که نمی خواهند یا دوست ندارند. یادتان باشد که با خرید آنلاین می توانید خودتان باشید.

در نوشته بعدی به دلایل و اقبال بسیاری از مردم به خرید آنلاین مبلمان، دکوراسیون منزل و محل کار می پردازیم.

۱۰ استراتژی تبلیغاتی موثر

کسی دوست ندارد محصول یا خدماتی را خریداری کند که هیچ وقت اسمش را نشنیده است. به همین ترتیب تا وقتی مشخص نباشد که شما توانایی چه کاری دارید یا چه پیشنهادی ارائه می دهید، چیزی از شما نخواهد خرید. از همین روی داشتن یک استراتژی موثر برای ارتقا کسب و کار شما بسیار ضروری است. برخی شرکت ها از یک یا بیش از یک روش استفاده می کنند، ولی برخی شرکت ها هم روش های مختلف را در خدمت یک بازاریابی هدفمند قرار می دهند. صرف نظر از محصول یا نوع خدمات و سرویس، یک مجموعه قوی از استراتژی های تبلیغاتی می تواند شرکت شما را در موقعیت مطلوبی قرار دهد، و درها را برای ارتباطات آینده باز کند. متن زیر ترجمه خلاصه ای از مقاله ای با نام ۱۰ استراتژی تبلیغاتی موثر به همین موضوع می پردازد.

رقابت

رقابت نوعی از استراتژی تبلیغاتی است که در اغلب موارد استفاده می شود. بسیاری از رقابت ها حتی رقابت های خرید کالا و خدمات هم نیستند. ایده رقابت این است که برند خود را برای افزایش درامد تبلیغ کنید و آرم و نام خود را در مقابل عموم قرار دهید. مردم دوست دارند جایزه بگیرند و برگزاری یک رقابت بدون تبلیغ نام شما، توجهات را  به سوی محصول شما جلب کند.

شبکه های اجتماعی

استفاده از شبکه های اجتماعی نیز از جمله استرتژی های تبلیغاتی موثر است. شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و گوگل پلاس محصولات و خدمات شرکت ها را در محیطی آرام تر تبلیغ می کنند. در بهترین حالت این عمل، نوعی از بازاریابی مستقیم است. شبکه های اجتماعی با دنیایی از مشتریان بالقوه در ارتباط هستند که می توانند شرکت شما را از دیدگاه های مختلف ببیند. مثلا” در شبکه های اجتماعی به جای این که شرکت شما “به عنوان شرکتی که سعی در فروش چیزی دارد” دیده شود، شرکتی دیده می شود که با مردم در سطحی صمیمانه تر در تماس است. این می تواند به کاهش جدایی بین شرکت و خریدار کمک کند که به نوبه خود تصویری جذاب تر و آشناتر از شرکت را ارائه می نماید.

بازاریابی با نگهداری مشتریان قدیمی

مشتریان قدیمی تر نباید نادیده گرفته شوند. این مشتریان، پیش تر تصمیم به خرید محصول شما گرفته اند. کار مفید در این زمینه این است که اطلاعات شخصی این مشتریان گرفته شود. سپس، به ما به ازای اطلاعات به دست آمده، به آن ها محصول یا خدمات رایگان ارائه شود.  اینها مشتریانی هستند که با شرکت شما آشنایی قبلی دارند. آن ها در بازاریابی های اینده، مخاطبان هدف را نمایندگی می کنند.

هدیه و اشانتیون

دادن اشانتیون و نمونه محصولات به مشتریان بالقوه، از جمله روش هایی است که اغلب شرکتها برای معرفی غذاهای جدید و محصولات خانگی استفاده می کنند. بسیاری از شرکت هایی که چنین تبلیغاتی را در داخل فروشگاه انجام می دهند، قصد در ترغیب مشترین بالقوه به خرید محصولات جدید دارند.

بازاریابی نقطه فروش و انتهای راهرو

بازاریابی نقطه فروش و انتهای راهرو (Point-of-sale and end-cap marketing) از جمله روش های فروش و تبلیغ محصول در داخل فروشگاه ها هستند. ایده پشت این استراتژی بازاریابی ترغیب به راحتی و تصمیم خرید لحظه ای است. محصولاتی که فروشگاه می خواهد ارزان تر بفروشد و سریع از چرخه فروش خارج کند معمولا” در انتهای راهروهای خواربار فروشی ها قرار می گیرند. این محصول باید طوری قرار بگیرد که مشتری به راحتی آن را ببیند و در سبد بگذارد. بازاریابی نقطه فروش روشی برای تبلیغ محصولات جدیدی است که فروشگاه می خواهد به فروش برساند یا از رده خارج کند. این محصولات نزدیک به نقطه خروج قرار می گیرند و معمولا مورد توجه مشتریانی قرار می گیرند که در صف انتظار برای خروج از فروشگاه تصمیمی آنی برای خرید می گیرند.

برنامه انگیزشی ارجاع مشتری

برنامه انگیزشی ارجاع مشتری، استراتژی تبلیغاتی دیگری برای تشویق مشتریان فعلی در معرفی مشتریان جدید به شما است. محصولات رایگان، تخفیف های بزرگ و پاداش های نقدی، بعضی از جوایزی هستند که می توانید برای این منظور استفاده کنید. در این استراتژی تبلیغاتی، از مشتری شما به عنوان یک نیروی فروش استفاده می شود.

خیریه ها و حمایت های انسان دوستانه

تبلیغ محصول همراه با حمایت از یک جنبش یا انگیزه انسان دوستانه می تواند یک استراتژی تبلیغاتی موثر باشد. ایجاد حس شرکت در یک هدف بزرگ از طریق خرید محصولات شما می تواند یک موقعیت برنده / برنده ایجاد کند. شما ضمن افزایش مشتری هایتان، تصویری از آگاهی اجتماعی از یک موضوع را خلق می کنید. مشتریان هم در ضمن مصرف محصول شما به هدفی بزرگ کمک کرده اند. شما در پایان متعهد هستید که بخشی از سود فروش محصول را به این هدف بزرگ اختصاص دهید.

هدیه های تبلیغاتی با لوگوی شرکت

ارائه هدایای تبلیغاتی مناسب با لوگوی شرکت می تواند حرکت تبلیغی موثرتری از دادن کارت ویزیت باشد. شما می توانید خودنویس، خودکار، جاکلیدی یا مگنت هایی با اطلاعات کارت ویزیت، درست کرده و هدیه کنید. مشتریان شما به احتمال زیاد چنین هدیه ای را استفاده می کنند، پس احتمال بیشتری وجود دارد که اطلاعات بیزنس شما به جای این که در سطل زباله بیفتد یا در کشویی خاک بخورد در معرض دید مشتری قرار گیرد.

تقدیر از مشتری

برگزاری مراسم قدردانی از مشتری در فروشگاه با سرو نوشیدنی های رایگان و قرعه کشی های مفرح، مشتریان بیشتری را به فروشگاه می کشاند. در این مراسم تنها بر قدردانی از مشتریان تاکید داشته باشید و سعی در فروش کالا نداشته باشید. با اعطای جوایز به قید قرعه و پخش غذاهایی سبک و ارزان مثل هات داگ، پیتزا یا سودا می توانید مشتریان بالقوه به داخل فروشگاه کشانده و کالاهایتان را در معرض نمایش بگذارید. قبل از شروع چنین مراسمی ویترین های نمایش محصولات را به ترتیبی بچینید که در هنگام ورود مشتری کاملا قابل مشاهده باشند.

تحقیق پس از فروش

تماس پس از فروش با مشتریان، از طریق تلفن یا ایمیل، یک استراتژی تبلیغاتی موثر است. در این روش در ضمن این که رضایت مشتری در وهله اول قرار می گیرد، در ها به روی فرصت های بازاریابی جدید باز می شوند. فروشندگان ماهر با ایجاد چنین تماس هایی، اطلاعاتی در مورد احساس مشتری در مورد محصول یا سرویس خریداری شده، جمع آوری می کنند. چنین اطلاعاتی بعد ها می توانند در بازاریابی محصولات جدید نیز مورد استفاده قرار گیرند. چنین تماس هایی در خدمت هدفی دوگانه است. از یک سو شرکت شما به عنوان شرکتی که به فکر مشتریان است و از سوی دیگر به عنوان شرکتی که تلاش در ارائه بهترین محصول با بهترین کیفیت دارد، مطرح می گردد.

۱۱ قانون ساده برای همراهی و تفاهم با دیگران

متن زیر ترجمه نوشتاری با عنوان ۱۱ قانون ساده برای همراهی و تفاهم با دیگران به قلم فیل مک کنی است.

توانایی سازش با دیگران از جمله چالش های اساسی برای ایجاد فرهنگ نوآوری در سازمان ها است. نوآوری، تغییری دائمی و در عین حال ناراحت کننده و استرس زا است. در عین حال، همیشه برخی افراد یا گروه ها به راحتی با هم کنار نمی آیند. در واقع برخی برای هر تلاش نوآورانه پاسخی کاملا” منفی دارند.

راه حل شما در این گونه موارد چیست؟ چه کاری باید انجام دهید؟ چگونه می توان این افراد یا گروه ها را تحت تاثیر قرار داد؟ چگونه می توانید با افرادی که با اندیشه های شما ناسازگارند کنار بیایید و به تفاهم برسید؟

اخیرا” بعضی از نامه نگاری های ویلیام هیولت و دیوید پکارد از بنانگذاران شرکت HP را در آرشیو رسمی این شرکت مرور می کردم. در ضمن بررسی این نامه ها، به روش هایی ساده برای حل این مساله رسیدم . این روش ها را با عنوان «۱۱ قانون ساده برای همراهی و تفاهم با دیگران» مطرح کردم. “ظریف” و “برای همیشه” بهترین توصیف من از قوانینی است که ابتدا توسط دیو پکارد، در دومین کنفرانس مدیریت سالانه شرکت HP در سال ۱۹۵۸ در سونوما، کالیفرنیا ارائه شد.

دیوید پاکارد قانون ساده برای همکاری و تفاهم

قوانین ساده دیوید پاکارد برای همکاری و تفاهم

این قوانین را بخوانید. بعید می دانم که حداقل ۳ یا ۴ مورد برای کار بیشتر و تصحیح رفتار خود پیدا نکنید.

۱-  اول، به طرف دیگر فکر کنید. این”شالوده” و اولویت لازم برای همراهی و تفاهم با دیگران است. تنها هدف دشوار و واقعی شما در این جا همین است. با دستیابی به این مهم موارد دیگر بسیار ساده خواهند بود.

۲- کاری کنید که طرف دیگر احساس کند که مهم است. با بی اهمیت جلوه دادن دیگران، یکی از عمیقترین خواستهای او را سرکوب کرده ایم. اجازه دهید او احساس برابری یا برتری داشته باشد، به این ترتیب به راحتی می توانید با او کنار بیایید.

۳-  به حق شهرت دیگری احترام بگذارید. این که حقوق شخص دیگر با حقوق شما متفاوت باشد قابل احترام است. هیچ دو شخصیتی با قالب یکسان ساخته نشده اند.

۴-  صادقانه قدردانی کنید. اگر فکر می کنید کسی کاری را به خوبی انجام داده است، هرگز در گفتنش به او تردید کنید. البته این به معنای چرب زبانی و مبالغه نیست، چرا که افراد با هوش تر واکنشی را نشان خواهند داد که سزاوار آن هستید – تحقیر فرد خودبینی که به آن اقدام کرده است.

۵-  منفی ها را حذف کنید. انتقاد، به ندرت به مقصودی که بیان کننده در نظر دارد می انجامد، و حتی گاهی احساسی ناخوشایند ایجاد می کند. گاهی اوقات، حتی عدم تایید می تواند باعث ناراحتی شود و این مساله برای سالهای متمادی به ضرر شما تمام خواهد شد.

۶-  سعی نکنید آشکارا به اصلاح دیگران بپردازید. در واقع همه می دانند که کامل نیستند. اما کسی هم نمی خواهد دیگران عیوبش را اصلاح کنند. اگر میخواهید فردی بهتر شود به او کمک کنید تا به هدف بزرگ تری دست پیدا کند و به استاندارد و ایده آل دلخواهش برسد. در این صورت او خود را به مراتب موثرتر از آن چه شما می خواستید، بهبود بخشیده است.

۷-  سعی کنید دیگری را درک کنید. از خود بپرسید که شما چگونه به شرایط مشابه واکنش نشان می دهید؟ هنگامی که شروع به درک دلایل او کنید، بسیار راحت تر و بهتر با دیگران کنار می آیید.

۸-  برداشت های نگاه اول را بررسی کنید. ما به ویژه ممکن است در نگاه اول از کسی خوشمان نیاید. گاهی ممکن است به علت شباهت این فرد با کسی که به دلایلی از او خوشمان نمی آمده ( کاملا” نا آگاهانه) احساس بدی نسبت به او داشته باشیم. در این هنگام جمله معروف آبراهام لینکلن را به یاد بیاورید: “من آن مرد را دوست ندارم؛ بنابراین باید او را بهتر بشناسم.”

۹- به جزئیات کوچک اهمیت بدهید. به لبخندتان، لحن صحبت کردن، چگونگی استفاده از چشم ها، نحوه احوال پرسی با مردم، استفاده از اسم کوچک و به یاد آوردن چهره ها، نام ها و تاریخ ها اهمیت بدهید. همین چیزهای کوچک، به مهارت شما در برخورد با مردم می افزایند. دائما” و عامدا” به آنها فکر کنید تا بالاخره آنها بخشی طبیعی از شخصیت شما شوند.

۱۰-  سعی کنید به شکل عمیقی به مردم علاقمند شوید. شما بدون علاقمندی به مردم و دوست داشتن آن ها، بدون احترام برای آن ها و کمک و دستگیری از ایشان نمی توانیددر انجام موارد بالا موفق شوید. و برعکس، تا هنگامی که کار با آنها را در فضایی توام با علاقه و احترام دو جانبه تجربه نکرده باشید، نخواهید توانست علاقه واقعی را در افراد ایجاد کنید.

۱۱- ادامه دهید! فقط همین. ادامه دهید!

۱۱ قانون ساده برای همراهی و تفاهم با دیگران

متن زیر ترجمه نوشتاری با عنوان ۱۱ قانون ساده برای همراهی و تفاهم با دیگران به قلم فیل مک کنی  است.

توانایی سازش با دیگران از جمله چالش های اساسی برای ایجاد  فرهنگ نوآوری در سازمان ها است. نوآوری،  تغییری دائمی و در عین حال ناراحت کننده و استرس زا است. در عین حال، همیشه برخی افراد یا گروه ها به راحتی با هم کنار نمی آیند. در واقع برخی برای هر تلاش نوآورانه پاسخی کاملا” منفی دارند.

راه حل شما در این گونه موارد چیست؟ چه کاری باید انجام دهید؟ چگونه می توان این افراد یا گروه ها را تحت تاثیر قرار داد؟ چگونه می توانید با افرادی که با اندیشه های شما ناسازگارند کنار بیایید و به تفاهم برسید؟

اخیرا” بعضی از نامه نگاری های ویلیام هیولت و دیوید پکارد از بنانگذاران شرکت HP را در آرشیو رسمی این شرکت مرور می کردم. در ضمن بررسی این نامه ها، به روش هایی ساده برای حل این مساله رسیدم . این روش ها را با عنوان «۱۱ قانون ساده برای همراهی و تفاهم با دیگران» مطرح کردم. “ظریف” و “برای همیشه” بهترین توصیف من از قوانینی است که ابتدا توسط دیو پکارد، در دومین کنفرانس مدیریت سالانه شرکت HP در سال ۱۹۵۸ در سونوما، کالیفرنیا ارائه شد.

این قوانین را بخوانید. بعید می دانم که حداقل ۳ یا ۴ مورد برای کار بیشتر و تصحیح رفتار خود پیدا نکنید.

۱٫ اول، به طرف دیگر فکر کنید. این”شالوده” و اولویت لازم برای همراهی و تفاهم با دیگران است. تنها هدف دشوار و واقعی شما در این جا همین است. با دستیابی به این مهم موارد دیگر بسیار ساده خواهند بود.

۲٫ کاری کنید که طرف دیگر احساس کند که مهم است. با بی اهمیت جلوه دادن دیگران، یکی از عمیقترین خواستهای او را سرکوب کرده ایم. اجازه دهید او احساس برابری یا برتری داشته باشد، به این ترتیب به راحتی می توانید با او کنار بیایید.

۳٫ به حق شهرت دیگری احترام بگذارید. این که حقوق شخص دیگر با حقوق شما متفاوت باشد قابل احترام است. هیچ دو شخصیتی با قالب یکسان ساخته نشده اند.

۴٫  صادقانه قدردانی کنید.  اگر فکر می کنید کسی کاری را به خوبی انجام داده است، هرگز  در گفتنش به او تردید کنید. البته این به معنای چرب زبانی و مبالغه نیست، چرا که افراد با هوش تر واکنشی را نشان خواهند داد که سزاوار آن هستید – تحقیر فرد خودبینی که به آن اقدام کرده است.

۵٫ منفی ها را حذف کنید. انتقاد، به ندرت به مقصودی که بیان کننده در نظر دارد می انجامد، و حتی گاهی احساسی ناخوشایند ایجاد می کند. گاهی اوقات، حتی عدم تایید می تواند باعث ناراحتی شود و این مساله برای سالهای متمادی به ضرر شما تمام خواهد شد.

۶٫ سعی نکنید آشکارا به اصلاح دیگران بپردازید. در واقع همه می دانند که کامل نیستند. اما کسی هم نمی خواهد دیگران عیوبش را اصلاح کنند. اگر میخواهید فردی بهتر شود به او کمک کنید تا به هدف بزرگ تری دست پیدا کند و به استاندارد و ایده آل دلخواهش برسد.  در این صورت  او خود را به مراتب موثرتر از آن چه شما می خواستید، بهبود بخشیده است.

۷٫ سعی کنید دیگری را درک کنید. از خود بپرسید که شما چگونه به شرایط مشابه واکنش نشان می دهید؟ هنگامی که شروع به درک دلایل او کنید، بسیار راحت تر و بهتر با دیگران کنار می آیید.

۸٫ برداشت های نگاه اول را بررسی کنید. ما به ویژه ممکن است در نگاه اول از کسی خوشمان نیاید. گاهی ممکن است به علت شباهت این فرد با کسی که به دلایلی از او خوشمان نمی آمده ( کاملا” نا آگاهانه) احساس بدی نسبت به او داشته باشیم. در این هنگام  جمله معروف آبراهام لینکلن را به یاد بیاورید: “من آن مرد را دوست ندارم؛ بنابراین باید او را بهتر بشناسم.”

۹٫ به جزئیات کوچک اهمیت بدهید. به لبخندتان، لحن صحبت کردن، چگونگی استفاده از چشم ها، نحوه احوال پرسی با مردم، استفاده از اسم کوچک و به یاد آوردن چهره ها، نام ها و تاریخ ها اهمیت بدهید. همین چیزهای کوچک، به مهارت شما در برخورد با مردم می افزایند. دائما” و عامدا” به آنها فکر کنید تا بالاخره آنها بخشی طبیعی از شخصیت شما شوند.

۱۰٫ سعی کنید به شکل عمیقی به مردم علاقمند شوید. شما بدون علاقمندی به مردم و دوست داشتن آن ها، بدون احترام برای آن ها و کمک و دستگیری از ایشان نمی توانیددر انجام موارد بالا موفق شوید. و برعکس، تا هنگامی که کار با آنها را در فضایی توام با علاقه و احترام دو جانبه تجربه نکرده باشید، نخواهید توانست علاقه واقعی را در افراد ایجاد کنید.

۱۱٫ ادامه دهید! فقط همین. ادامه دهید!

برند سازی در صنایع فولاد

تمایز در محصول با برندسازی

در محیط کسب و کار رقابتی امروز، برند سازی اصلی مهم است. بازاریابان صنعتی باید سخت تر از همیشه کار کنند تا محصولاتشان را متمایز کنند و دیگر صرفا” فقط یک کالا نباشند.

بسیاری از شرکت ها با برند کردن محصولاتشان ایجاد تمایز کرده اند. با این حال، برندینگ بیشتر از قرار دادن صرف نام شرکت روی یک محصول و تبلیغ آن نام به مخاطبان مورد نظر است.( برندسازی موفق یک کالا)

برای محصولات صنعتی، نام تجاری یک ساختار چند بعدی است. این ساختار شامل نحوه مشاهده محصول فیزیکی توسط مشتری، لجستیک، پشتیبانی مشتری و تصویر و سیاست شرکتی است که همراه این محصول است. صنعت فولاد نمونه ای موفق از پروسه تبدیل یک محصول سرد و فنی به کالایی برندسازی شده است چرا که صاحبان این صنعت امکاناتی که برندینگ پیش رویشان قرارداده را کشف کرده اند.  (برند سازی در صنایع فولاد)

برندسازی در صنایع فولاد

یک کودک نوپا و تپلی که با یک سنجاق استیل پوشکش را بسته بودند در تبلیغ تلویزیونی جلب توجه می کرد. غول فولاد دهه ۹۰ با نام سایلSAIL تنها به این جمله اکتفا کرده بود:

” در زندگی هر کسی ذره ای فولاد وجود دارد(There is a bit of steel in everybody’s life )”

و این شعار شروع عصر جدیدی در بازاریابی فولاد بود. تا آن زمان فولاد تنها یک کالا بود و با جایگاه یابی قدرتمند شرکت ها به جلو رانده می شد.

چند سال بعد، مردم شاهد آگهی تلویزیونی چشم گیر دیگری بودند. این بار شرکتی از بخش خصوصی با نام تاتا استیل  (Tata Steel) صحنه هایی از مشتریان و کارفرمایان را نشان داد که لبخند های جذاب و زیبایی بر لب داشتند. در پایان تبلیغ جمله پیروزمندانه “ما هم فولاد می سازیم ” بیان گر پیروزی شرکت در بازار نیز بود. این شرکت تاثیر زیادی بر روی تجارت فولاد گذاشت، طوری که چیز بیشتری برای گفتن نیاز نبود.

با این که درآن موقع، برند سازی محصول، در بخش FMCG، به خودی خود مفهوم جدیدی نبود، اما برند سازی فولاد کاملا” جدید بود. فولاد همیشه کالایی تجاری بوده است. به طور کلی مردم فولاد را با نام برند خریداری نمیکردند. حتی بزرگان صنعت فولاد زحمت برند سازی صنعتشان را به خود نمی دادند. تفکر آن موقع این بود که فولاد کالایی حیاتی برای کاربران صنعتی است، پس تقریبا هیچ نیازی به فعالیت بازاریابی عمده برای آن احساس نمی شد و فقط باید اطمینان حاصل می کردند که همیشه کالایشان در بازار در دسترس بود.

اکنون به نظر می رسد که تقریبا یک پارادایم تغییر کرده است. شرکت های زیادی در کوره های خود استیل تولید می کنند و مشتریان آن را به نام تجاری در خواست می کنند. برای مثال نام هایی نظیر تاتا، کامدنو، رات، من فولاد، سجنا، و آرک(Tata, Kamdhenu, Rathi, i-Steel, Sujana, ARS, Tulsiyani and Kanishk) نام برند خود را در بازار شناسانده اند. تلاش شرکت تاتا استیل در برند سازی نمونه خوبی از برند سازی در صنایع فولاد است که در زیر به آن می پردازیم.

تلاش شرکت تاتا استیل در برند سازی

مدیر تاتا استیل در گفتگویی با برندلاین گفته است: “هر چیز باارزشی می تواند برند شود. هیچ دلیلی وجود ندارد که فولاد نباید برند باشد. وقتی یک صابون به دلایل نا مشخص و غیر پیچیده با قیمتی بالاتر از دیگر صابون ها فروخته می شود، چرا یک کارخانه فولاد نباید با قیمت بالاتر از بقیه فولادش را بفروشد، به ویژه اگر سزاوار آن باشد.”

در شرکت فولاد تاتا، در اواخر دهه ۹۰، تقریبا ۲۰۰ مشتری ۷۰ درصد از فروش تقریبی این شرکت را به خود اختصاص داده بودند. بقیه فروش به صورت غیر هماهنگ و نا مساوی بین حدود ۶۰۰۰ مشتری خرد تقسیم شده بود که بعضی تاجر و بیشتر آنها مصرف کنندگان کوچک بودند. سپس تاتایی ها احساس کردند که رویکرد بازاریابی مستقیم با استفاده از پلت فرم نام تجاری شرکت برای ۲۰۰ خریدار بزرگ موثر است، اما برای ۶۰۰۰ مشتری خرد، استراتژی دیگری لازم بود.

پس از ارزیابی استراتژی های مختلف موجود در آن زمان برای رسیدگی به ۶۰۰۰ مشتری، Tata Steel تصمیم به ایجاد یک شبکه توزیع و بازاریابی به سبک FMCG کرد. این شبکه، مصرف کنندگان هدف و برندینگ محصول مورد نظر مصرف کننده  در بازار خرد را بررسی می کرد. سپس با توجه به مزیت های مرتبط با مزایای قیمت، اولویت مصرف کنندگان، وفاداری و سهم بازار پایدار در یک محیط رقابتی، به بازاریابی می پرداخت.

در نتیجه ورق های بام گالوانیزه تاتا با نام تجاری Tata Shaktee در مارس ۲۰۰۰ متولد شد. سپس به سرعت برای راه اندازی مارک های دیگر خود مانند Tata Tiscon برای میله های تقویت TMT، یا Tata Steelium برای ساخت و ساز، یا  Tata Wiron مارک فولاد نورد سرد و سیم گالوانیزه، و سپس Tata Structura برای قطعات فولادی تو خالی را در ظرف ۴ سال به راه انداخت. البته Tata Steel، حتی قبل از آنکه محصولات خود را به برند تغییر دهد، مارک های ژنریک مانند Tata Bearings ،Tata Pipes و Tata Agrico را به ثبت رسانده بود.

ادراک مصرف کننده

مسافران جاده های چنای در هند شیفته بیلبوردی شده بودند که تصویر آن کلمه آی استیل iSteel بود که روی لباس سوپرمن حک شده بود.به نظر می رسید که تصویر یک تبلیغ تجاری برای صنعت فولاد بود.  چه کسی بهتر از مرد فولادی می توانست گویای کیفیت فولاد باشد؟ “گوتام ردی”، مدیر عامل شرکت Viki Industries Pvt Ltd، و سازنده iSteel، می گوید: “اکنون تغییر زیادی در ادراک مصرف کننده و درک کیفیت وجود دارد. اگرچه زمان بسیار طولانی فولاد به عنوان یک کالا شناخته شده، ولی فولاد یک برند است. گزینه های مختلفی در کیفیت محصول وجود دارد. فولاد محصول بسیار پیچیده ای است. می توان یک نوع فولاد را از نوع دیگر، یک گرید آن را از گرید دیگری که برای کاربرد های متفاوت ساخته شده اند، و حتی محصول یک سازنده را از سازنده دیگر تشخیص داد. بنابراین استیل تمام مشخصه های برند شدن را دارا است.”

از آن جا که اکنون کیفیت برای مصرف کننده حائز اهمیت بالایی بوده و توقعاتش افزایش یافته، شرکت های صنعتی تولید کننده برای حفظ بازار ناگزیر از برند سازی می باشند.

به طور کلی، شرکت های این صنعت، به دو نوع مشتری خدمات می دهند: مشتریان آگاه تر در بخش B2B، و مشتریان کم تر آگاه، در قسمت B2C.

مشتریان بخش اول از اهمیت یک محصول خوب آگاهند. وقتی آن ها متوجه کیفیت یک محصول می شوند، دیگر لازم نیست تا نام برند روی محصول حک شود. “میوتورامان” از شرکت تاتا فولاد می گوید: “وقتی که من محصولی را به Tata Motors، Maruti، GE یا Ford می فروشم، مجبور نیستم محصول خود را برند کنم. آنها بر اساس مشخصات، کیفیت سطح، پاکیزگی، دانه ها ی فولاد، خواص فیزیکی و غیره محصول من را خریداری می کنند. اما، هنگام بازاریابی محصولات فولادی در بخش B2C، تمام جزئیات فنی را نمی توان توضیح داد. در اینجا ارزش برند قابل توجه است.” او می گوید:” اگر ما برای چیزی که پشت سر این نام قرار گرفته است، تبلیغ نکنیم، مزیت فروش نخواهیم داشت. هنگامی که ما برندینگ را شروع کردیم، قیمت هایمان ۷ تا ۸ درصد از محصولات رقبا بیشتر بود. ما می توانستیم این رقم را تنها پس از این که معماران درک ارزش ذاتی فولاد ما را درک می کردند، به دست آوریم.”

طبق گفته “ردی” از iSteel، مصرف کننده باید آموزش ببیند که فولاد تنها از نام تجاری ساخته نشده است. “اگر من قادر به عرضه کیفیتی که قول آن را داده ام نباشم، دیگر در بازار هم نخواهم بود.” کیفیت، سیستم ها و کارکنان شرکت، اطمینان از فن آوری و فرآیندهای ساخت فولاد و خدمات ارائه و تحویل، سابقه و یکپارچگی شرکت مربوطه، همه روی برند تاثیر می گذارند.

تاتا استیل قبل از نورد کردن محصولات فولادی، اقدامات گوناگونی را برای تمرکز بیشتر روی مشتری انجام داد. در اواخر دهه ۹۰، شرکت اقدامات داخلی زیادی را به منظور تمرکز توجه نیروی کار خود بر گرایش به مشتری و خدمات مشتری انجام داد. این شرکت همچنین تغییراتی در سیستم توزیع خود ایجاد کرد. بر اساس توصیه مشاوران Booz Allen Hamilton، این شرکت مدل “هاب و سخنرانی” (hob and spoke) را برای کاهش هزینه های تدارکات به کار گرفت. همچنین در سیستم توزیع خود در بخش B2C تجدید نظر کرد. این ابتکارات نتیجه داد و سهم فولاد برند در فروش کل طی سال ها افزایش یافت.

نتیجه گیری

در حال حاضر، بازار فولاد برندشده سیر تکاملی دارد. فضای بیشتری برای ایجاد برند وجود دارد که مزایای خاصی را برای بخش های خاص از بازار ارائه می کند و مردم برای پرداخت قیمت های گوناگون آماده هستند. شکست در برند کردن یک محصول باعث می شود مشتری قادر به تتمایز بین محصول یک شرکت و دیگرشرکت ها نباشد. پرورش پیوسته یک نام تجاری به نفع شرکت بوده و سود آور است. باعث ترجیح مشتری به استفاده از آن برند شده و یا سهم آن برند را از بازار افزایش می دهد. افزایش برندهای موجود در بازار به واقع به نفع صنعت و مصرف کننده است.

۱۰ استراتژی ضروری برای بازاریابی B2B – بخش پایانی

۱۰ استراتژی بازاریابی که امروزه برای توسعه خدمات حرفه ای شرکت ها ضروریند

گفتار زیر، بخش پایانی از  مقاله ای از وبسایت هینج می باشد. دو بخش اول این مقاله را در نوشته های پیشین بخوانید.

۱۰ استراتژی بازاریابی ضروری امروز – بخش نخست

 

۱۰ استراتژی بازاریابی ضروری امروز- بخش دوم

 

۸)  بازاریابی خودکار، CRM، و پرورش مشتری

اتوماسیون بازاریابی (بازاریابی خودکار): این نوع از بازاریابی، جایگزین فرآیندهای تکراری و مبتنی بر شخص  با روش های اتوماتیک بوده و با راه حل های تکنولوژیک پشتیبانی می شود. کانال های بازاریابی از این دست  برای ایجاد، مدیریت و سنجش برنامه ها و کمپین ها، شما را به یک سیستم متمرکز متصل می کند.

همانند هر ابزار تکنولوژیکی دیگر، لازم است نرم افزار اتوماسیون بازاریابی مناسبی برای شرکت شما انتخاب شود. پس، اطمینان حاصل کنید که راه حل مناسب برای نیازهای خود را در سایز، پیچیدگی و مقیاس پذیری یافته اید.

CRM: یکی دیگر از نرم افزارهای ضروری سیستم مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) است. بسیاری از شرکت ها از CRM برای پیگیری و سازماندهی فرصت ها و اطلاعات مشتری استفاده می کنند. به طور خلاصه، CRM بدون توجه به پیشرفتگی عملیات شما، در سازماندهی و ارتباط با مشتریان کمک خواهد کرد.

CRM را به عنوان پایگاه داده ها و تمام اطلاعات خود در مورد فرصت ها، مشتریان و حتی ریز تعاملات با آن ها در نظر بگیرید. اطلاعات به CRM وارد و ذخیره می شود. کارمندان در بخش های مختلف شرکت به این داده ها دسترسی داشته و در تمام بخش های شرکت اطلاعات یک پارچه است.

پرورش مشتری: اما CRM پایان داستان نیست. مراحل  نمودار قیفی پرورش مشتری را به یاد دارید؟ وب سایت یک قطعه مهم از آن پازل است – و بازاریابی ایمیلی قطعه دیگری است. کمپین های بازاریابی ایمیلی با هدف تحلیلی، به شما امکان ارائه پیشنهادات نرم و سخت برای هر خریدار خاص و در هر مرحله از فرایند خرید را می دهند.

به همین ترتیب، برنامه های ایمیل قطره ای به شما امکان می دهند تا پیشنهادات هدفمندتری را در محدوده های زمانی خاص به دسته های خاص از مخاطبان خود ارسال کنید. این امر از طریق ایجاد محتوای پیوسته، مرتبط و ارائه پیشنهاد، منجر به ایجاد تعامل بیشتر (و آموزش بیشتر) می شود.

۹) تست و بهینه سازی

با این که بازاریابی را با تحقیق شروع کردیم، اما رویکرد علمی ما هنوز تمام نشده است. با تست و بهینه سازی می توانید تلاش های بازاریابی خود را تکرار کنید. به این ترتیب شما به درک و شهود خود از بازار اکتفا نکرده بلکه تصمیمات پیوسته ای را بر اساس داده های به دست آمده  می گیرید.

همانطور که تحقیق، بستر بازاریابی شماست، تست و بهینه سازی راهنمای پیوسته بازاریابی شماست. هرگز نباید تست های بازاریابی خود را متوقف کنید، بلکه باید بازاریابی را مطابق با این تست ها تنظیم کنید. این تست ها شامل:

تست A / B از ایمیل ها و صفحات لندینگ  – با استفاده از ابزار تست A / B (مانند Optimizely یا Unbounce) دریابید که کدام یک از دو مورد ایمیل یا صفحات لندینگ، با توجه به واریانس هایی همچون زبان و طراحی و المان های دیگر، موفقیت بیشتری در ایجاد کاربر دارند.

ارائه ایمیل و صفحه لندینگ – از ابزارهایی مانند Email on Acid استفاده کنید تا دریابید چگونه ایمیل ها در دستگاه ها و پلتفرم های مختلف ارائه می شوند، و اطمینان حاصل کنید که  آن طور که باید به نظر برسند و عمل کنند.

۱۰) تجزیه و تحلیل و گزارش

و البته، لازم است برای سنجش موثر نتایج، از معیارهای مناسب برای تحلیل استفاده گردد. همچنین، شما برای جمع آوری داده های دقیق در مورد تلاش هایتان، از وب سایت گرفته تا شبکه های اجتماعی تا سئو، نیاز به ابزار مناسب  دارید.

گوگل آنالتیکس Google Analytics ابزاری ضروری برای اندازه گیری و تجزیه و تحلیل ترافیک سایت شما است. MOZ می تواند به شما در تحلیل و بهبود  نتایج جستجوگرها کمک کند، و ابزارهایی نظیر Hootsuite، تجزیه و تحلیل دقیقی از رسانه های اجتماعی ارائه می دهند.

تجزیه و تحلیل و آزمایش به شما کمک می کنند تا درکی واقعی از تلاش های ثمر بخش و  غیر ثمربخش خود داشته باشید. با شناسایی تلاش های ثمر بخش، اقدام مناسب را انجام دهید. آنها به شما کمک می کنند تلاش های بازاریابی خود را از یک شکل هنری به یک علم تبدیل کنید.

سخن آخر

مهم این است که از تلاش باز نایستید. برای این که از رقابت خارج نشوید باید به طور پیوسته، استراتژی های بازاریابی B2B خود را ارزیابی و راه هایی برای بهبود آن ها پیدا کند.

دنیای بازاریابی آنلاین با سرعت بسیار زیادی در حال تحول است، اما امروز، برندگان اصلی بازار، شرکت هایی هستند که با موفقیت داده ها در مورد عملکرد خود – در طیف گسترده ای از تلاش های بازاریابی- را جمع آوری کرده و مورد استفاده قرار می دهند.

۱۰ استراتژی ضروری برای بازاریابی B2B – بخش دوم

۱۰ استراتژی بازاریابی که امروزه برای توسعه خدمات حرفه ای شرکت ها ضروریند

استراتژی های جدید بازاریابی

در بخش نخست ترجمه مقاله ای از وبسایت هینج با عنوان ده استرتژی بازاریابی B2B  که برای توسعه خدمات حرفه ای نوین ضروری هستند، را خواندید. ادامه این گفتار را در پی می خوانید.

۴) بهینه سازی موتور جستجو- SEO

 همانطور که در موارد قبلی اشاره کردیم، مخاطبان هدف باید بتوانند به راحتی سایت شما را پیدا کنند.  این جا است که سئو یا بهینه سازی موتور جستجو مورد توجه قرار می گیرد.

سئو قسمت کلیدی از پازل پلت فرم بازاریابی آنلاین است، به طوری که شرکت های با رشد بالا از آن به عنوان موثر ترین و در دسترس ترین روش بازاریابی  آنلاین یاد کرده اند. قوانین سئو پیچیده اند و سیر تکاملی هم دارند، اما به طور کلی، دو مولفه آن از اهمیت ویژه ای برخوردارند.

ON-SITE “آن سایت سئو”، برای ارتباط مفاهیمی که برای مخاطبان شما اهمیت دارند، از عبارات کلیدی و هدفمند سایت استفاده می کند. این عبارات کلیدی معمولا روی خدمات و تخصص شما متمرکز هستند.

هدف آن سایت سئو این است که سایت شما و محتوای آن را به موتورهای جستجو بشناساند. به این ترتیب موتورهای جستجو، جستجو گران را قادر می سازند که به نتیجه های مرتبط تر با جستجوی خود دست پیدا کنند. به این ترتیب، وقتی مخاطبان، اطلاعاتی در حیطه تخصص شما را جستجو می کنند، شما را خواهند یافت.

 OFF-SITE “آف سایتسئو” از لینک هایی که به وبسایت شما داده شده، استفاده می کند. مثلا” از طریق مشارکت خارجی یا مقالات مهمان در دیگر وب سایت ها، بازدید کننده های سایت شما را افزایش می دهد. این تلاش ها برای افزایش قدرت شما در حیطه کارتان بسیار موثر هستند.

هرچه وب سایت های مقتدر و مرتبط با حیطه کار شما لینک بیشتری به وب سایتتان بدهند، موتورهای جستجو سایت شما را به عنوان سایت معتبرتری می شناسند – و در نتیجه شما در رتبه بالاتری قرار می گیرید.

۵) رسانه های اجتماعی

 اگر شما گمان می کنید که رسانه های اجتماعی فقط برای شرکت های خدمات حرفه ای موثرند پس، این را از ما بشنوید. تحقیقات ما نشان داده است که بیش از ۶۰ درصد از خریداران، خدمات دهنده های جدید را در رسانه های اجتماعی مورد بررسی قرار می دهند، و از نظر آن ها شبکه های اجتماعی منبع اطلاعاتی هستند که از ارجاع ها و توصیه های رسمی موثر تر است.

 با همه گیر شدن رسانه های اجتماعی، ماهیت ارجاعات هم تغییر کرده اند. تحقیقی تازه در مورد بازاریابی ارجاعی نشان داده است که ۱۷ درصد ارجاعات مبتنی بر تخصص براساس تعاملات در رسانه های اجتماعی صورت گرفته اند. به عبارت ساده تر، رسانه های اجتماعی به شناساندن کار، تخصص و محتوای وب سایت شما شتاب می دهند. این شبکه ها به شما اجازه می دهد که با طیف گسترده ای از مخاطبین ارزشمند و تاثیر گذار در ارتباط باشید و با شنیدن نقطه نظرات آن ها  بر کارکرد برند خود نظارت داشته باشید..

۶) تبلیغات

برای تبلیغات موثر پلت فرم های زیادی وجود دارد.

نشریات و وب سایت های حیطه صنعت، رسانه های اجتماعی، بازاریابی موتور جستجو (SEM) – گوگل، بینگ  و یاهو و ریتارگتینگ (تکنولوژی که بر پایه کوکی ها بنا نهاده شده و از یک کد جاواسکریپت استفاده می کند تا به صورت ناشناخته مخاطب شما را در پهنای وب دنبال کند و تبلیغات مرتبط با او را برایش بفرستد.)

تبلیغات فقط گویای خدمات شما نیست، بلکه می تواند نقش مهمی در ارائه مطالب داشته، و به افزایش تخصص و دیده شدن شما بینجامد.

با این حال، مهم است که از اشکال تبلیغاتی مناسب برای خدمات حرفه ای استفاده کنید. لیندکدین، ریتارگتینگ و دیگر تبلیغات مبتنی بر صنعت و تجارت نتایج بهتری به دست می دهند، چرا که به شما امکان می دهند به صورت مستقیم تری مخاطبین حیطه صنعت مناسب را هدف بگیرید. با استفاده از این امکانات نرخ بازدید بیشتر، کلیک بیشتر و هزینه کمتری برای هر دانلود خواهید داشت.

از سوی دیگر، بازاریابی موتور جستجوگر (SEM) برای اهداف خدمات حرفه ای می تواند گران و سخت تر باشد. نمونه مشابه، تبلیغات فیس بوک است. تبلیغات فیس بوک معمولا تاثیر کم تری دارند، زیرا خریداران حرفه ای خدمات، کم تر از دیگر شبکه های اجتماعی از این پلت فرم استفاده می کنند.

با این حال، باید به یاد داشته باشید انواع مختلفی از این گونه تبلیغات وجود دارد. ممکن است گونه خاصی از تبلیغات،  نسبت به بودجه، هدف تبلیغ، مخاطبان و صنعت برای کار خاص یک شرکت حرفه ای خدمات، سازگاری بیشتری داشته باشند.

۷) بازاریابی ارجاع

همان گونه که ذکر شد طبیعت خدمات حرفه ای ارجاعی تغییر کرده است. این خود مفهوم استراتژی های بازاریابی B2B را تغییر داده است. مطالعات ما در حوزه استراتژی های بازاریابی ارجاعی نشان گر جنبه جدیدی در آن بوده است. بیش از ۸۱٫۵ % از کار ها از سوی کسی که مشتری آن ها نبوده است ارجاع شده اند.

این ارجاعات از کجا آمده اند؟بخش عمده ای از آن به واسطه شهرت خوب یک شرکت برای تخصصی خاص بوده است. اما با استفاده ار بازاریابی محتوا و استفاده از تاکتیک های گفته شده می توانید برندی با شهرتی گسترده درحوزه تخصص خود به وجود آورید. و حتی میان آنان که با شما به طور مستقیم کار نکرده اند، از تخصص خود تصویر قدرتمندی بسازید. شناساندن برند منجر به ارجاعات بیشتر و بیزنس های جدیدی برای شما خواهد شد.

در صورتی که مطلب ترجمه شده را مفید یافتید، ادامه این مقاله را در پست بعدی از دست ندهید.

۱۰ استراتژی ضروری برای بازاریابی B2B – بخش نخست

۱۰ استراتژی بازاریابی B2B برای توسعه خدمات حرفه ای

متن زیر بخش اول گفتاری  در مورد بازاریابی B2B، با همین عنوان است که از وبسایت اقتصادی هینج  ترجمه شده است.

تصور عمده شرکت ها از استراتژی بازاریابی B2B (بیزنس تو بیزنس، تجارت شرکت با شرکت یا تاجر با تاجر) استفاده از تکنیک های مستقیم بازاریابی است. در این رویکرد  شرکت ها به طور مستقیم با مشتریان بالقوه یا مشتریان پیشین خود در ارتباط هستند. هدف شما این است که جذاب و متقاعد کننده باشید، طوری که مخاطب با شما وارد تعامل شده و از خدمات شما بهره گیرد.

تکنیک هایی از این دست قطعا در ابزار بازاریابی شما هم جایی دارند، اما امروزه دنیای استراتژی های بازاریابی B2B به نحوی گسترش یافته که رفتار خریداران خدمات حرفه ای را تغییر داده است. خریداران بیشتر ترجیح می دهند برای دریافت و یا ارزیابی خدمات یک شرکت، در گوگل جستجو کنند، تا این که از کسانی که شخصا”شرکتی را می شناسند پرس و جو کنند.

امروزه این مساله طیف وسیعی از استراتژی های بازاریابی B2B را به وجود آورده است، به طوری که ماندن در رقابت به معنی استفاده کامل از طیف گسترده ای از همین گونه استراتژی ها است.

در این جا به ده استراتژی بازاریابی B2B که برای موفقیت در محیط رقابتی و حرکت رو به جلو شرکت ها  لازم هستند، نگاهی اجمالی می اندازیم.

۱) تحقیق

تحقیق اساس هر نوع تلاش برای بازاریابی مدرن است. چه در تحقیقات بازار و چه در تحقیقات برند (تحقیقات بازار پیرامون برند)، مطالعات دقیق علمی به تصمیم گیری های آگاهانه تر و منطقی تر کمک می کند. تحقیقات برند، مبنای عینی برای بازاریابی ( برند مارکتینگ) ارائه نموده و اطلاعات ارزشمندی برای ارزیابی نتایج بازاریابی  در اختیار شما می گذارد.

تحقیق به شما کمک می کند مشتریان خود را بهتر بشناسید. شناخت بهتر مشتریان به شما کمک می کند که خدمات بهتری ارائه دهید.  همچنین این گونه تحقیقات، اطلاعات خوبی در مورد چگونگی فرآیند بازاریابی در اختیار شما می گذارند. با دانستن این که کدام جنبه از شرکت شما بیشترین موفقیت را دارا است، به درک بهتری از دیگر خدماتی که مشتریان نیاز دارند خواهید رسید.

تاثیر تحقیق روشن است. مطالعات ما در مورد تاثیر تحقیقات نشان داده است که شرکت هایی که تحقیقات سیستماتیکی در مورد چشم انداز و مشتریان خود انجام می دهند، دارای رشدی سه تا ده برابر سریعتر و دو برابر سودآورتر از شرکت های همانندشان هستند که بر مبنای تحقیقات جلو نرفته اند.

۲) استراتژی مبتنی بر شناخت بازار نیچ 

یکی از مهمترین ملاحظات تجاری شما در بازاریابی B2B تخصصی کار کردن و هدف قرار دادن بازار نیچ ( متمرکز- گوشه ویژه) است. تحقیقات بسیار، بارها نشان داده است که شرکت هایی که با دقت، بازار نیچ را هدف گرفته اند، دارای سریعترین رشد نیز هستند. توجه داشته باشید که بازار نیچ باید بخشی از صنعتی باشد که شما آن را به طور کامل درک کرده اید، فضایی که می توانید در آن متخصص و رهبری بی نظیر شوید.

تخصصی کردن و تمرکز، اقدامات دیگر بازاریابی را نیز آسانتر می کند، چرا که تمرکز در بازار نیچ، بیانگر دقیق همان کاری است که انجام می دهید. بدین گونه شما از دیگر رقبا متمایز می شوید.

۳) وب سایتی محتوا محور

در بازار خدمات حرفه ای امروز، وب سایت شرکت شما یکی از مهم ترین دارایی های شماست. وب سایت تاثیر بسیار بیش تری از بیلبورد دیجیتال یا بروشور دیجیتالی دارد. یک وب سایت موفق، مرکز حضور آنلاین شرکت در بازار و بیان گر اطلاعات غنی از تخصص شما است.

وب سایت ابزاری مهم برای در معرض دید قرار گرفتن است.  برای دست یابی به ارائه دهندگان خدمات خاص، مشتریان بالقوه به صورت آنلاین به جستجو می پردازند. آن ها باید بتوانند وب سایت شرکت شما را پیدا کنند.شما نیز این شانس را دارید که بتوانید از این طریق موفق به همکاری با آنان شوید. به علاوه، وب سایت، شما را قادر می سازد تا تخصص شرکت خود را به نمایش بگذارید و در سراسر بازار شناخته شوید.

تحقیقات ما تصویری واضح از اهمیت وب سایت برای شرکت های خدمات حرفه ای را نشان می دهد. در حقیقت، ۸۰ درصد از مردم در هنگام جستجو در میان ارائه دهندگان خدمات، از وب سایت ها بازدید می کنند. بنابراین پر واضح است که اکنون وب سایت ها به منابع اطلاعاتی مهمی تبدیل شده اند که به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرند.

وقتی بازدید کنندگان جدیدی سایت شما را می بینند، محتوای آموزشی جذاب وب سایت و  پیشنهادات مناسب و دقیق، به نزدیک تر شدن تعاملات شما با مخاطب کمک می کند. این گونه تعاملات می توانند در نهایت به جذب مستقیم مشتری منجر گردند.

فرایند پرورش مشتری از طریق محتوا در زیر نشان داده شده است:

نمودار قیفی بازاریابی مدرن

شکل بالا توضیح می دهد که وب سایت، ابتدا با تولید محتوا توجه مخاطب را جلب می نماید (مشتریان بالقوه، تاثیر گذاران شبکه های اجتماعی، و مراجع اینترنتی). سپس با آن ها وارد تعامل می شود (افزایش تولید محتوای مناسب و آگاهی مشتریان بالقوه و کسب فرصت ).  فرصت ها را به مشتری تبدیل می کند( آسان کردن تصمیم گیری برای مشتری بالقوه که آمادگی خرید دارد).

هم زمان با تولید محتوا، قسمت دیگری که باید در نظر داشته باشید طراحی وب سایت است. طراحی وب و گرافیک آن روی درک مخاطبان و قوه یادآوری آن ها تاثیر می گذارد، به طوری که مخاطب به سرعت و به طور مستقیم جذب وب سایت شده و کسب و کار شما برایش متمایز می گردد.

استفاده از قدرت طراحی در بازاریابی B2B و جذب مخاطب باید به صورت جدی مورد توجه قرار گیرد. به این ترتیب، شرکت ها از فرصتی فوق العاده برای معرفی کسب و کارشان و ایجاد تمایز از دیگر شرکت ها برخوردار می شوند .

در نهایت، یکی دیگر از مسائلی که امروزه به شکلی فزاینده مورد توجه و ارزیابی قرار گرفته قابل استفاده بودن وب سایت ها در طیف گسترده ای از دستگاه ها از جمله تلفن همراه است. چرا که امروزه مردم بیشتر از دستگاه های تلفن همراه برای انجام کسب و کار استفاده می کنند. برای همین است که طراحی پاسخ گو (ریسپانسیو دیزاین) که وب سایت ها را قادر می کند با دستگاه های مختلف کاربران سازگار شوند، به یکی از ویژگی های مهم طراحی وب سایت ها تبدیل شده است.

ادامه این گفتار را در بخش بعدی از دست ندهید.